الملا فتح الله الكاشاني

194

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

پس رسول ( ص ) بفرمود تا هر دو را رجم كردند حقتعالى درين قصه اين آيه فرستاد كه * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نمينگرى * ( إِلَى الَّذِينَ ) * بسوى آنان كه * ( أُوتُوا نَصِيباً ) * داده شده‌اند بهره * ( مِنَ الْكِتابِ ) * از تورية چون نعمان بن اوفى * ( يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ اللَّه ) * خوانده ميشوند بسوى تورية * ( لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ) * تا حكم كند كتاب تورية ميان ايشان من براى تبعيض است يا بيان و تنكير نصيب احتمال تحقير و تعظيم دارد و در بعضى از تفاسير آمده كه سبب نزول آن بود كه روزى حضرت رسول ( ص ) جمعى يهود را باسلام دعوة ميكرد نعمان بن اوفى گفت اى محمد ( ص ) با تو بحضور علماى دين خود مناظره ميكنم حضرت فرمود آن صحيفهء صحيفه تورية را كه مشتمل است بر نعت و صفت من بياريد و در اين محكمه او را حكم سازم ايشان ازين قول ابا نموده آيات تورية را حاضر نساختند حق سبحانه فرمود كه ايشان را ميخوانند بسوى تورية تا تورية حكم كند ميان ايشان و نزد بعضى ديگر روزى حضرت رسالت ( ص ) در مدارس اهل كتاب رفت نعيم بن عمرو و حارث بن زيد گفتند اى محمد ( ص ) تو بر چه مذهبى و بر دين كيستى فرمود كه من بر دين ابراهيمم گفتند ابراهيم يهودى بود فرمود كتاب تورية را بياريد تا ميان ما و شما حكم كنند حقتعالى از آن خبر داد كه ايشان را بتورات ميخوانند * ( ثُمَّ يَتَوَلَّى ) * پس روى ميگردانند * ( فَرِيقٌ مِنْهُمْ ) * گروهى از ايشان كه رؤساى يهودند * ( وَهُمْ مُعْرِضُونَ ) * در حالتى كه ايشان اعراض كنندگانند از حق اين استبعاد است براى تولية ايشان با وجود علم ايشان به آنكه رجوع به آن واجب است و جملة اسميه حال است از فريق و فريق اگر چه نكرده است اما چون كه بصفت متخصص شده پس جايز باشد كه ذيحال واقع شود * ( ذلِكَ ) * اين اعراض از حكم تورية مر ايشان را * ( بِأَنَّهُمْ قالُوا ) * بسبب آنست كه ايشان ميگويند * ( لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ ) * نخواهد رسيد بما آتش دوزخ * ( إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ ) * مگر روزى چند شمرده شد كه هفت روز باشد يا چهل روز يعنى از حكم تورية اعراض ميكنند بسبب تسهيل ايشان مر عقاب را بر نفسهاى خود به جهت اعتقاد زايغ و طمع فارغ از حجت كه از جملهء آن قول ايشانست كه نَحْنُ أَبْناءُ اللَّه وَأَحِبَّاؤُه * ( وَغَرَّهُمْ ) * و فريب داد ايشان را * ( فِي دِينِهِمْ ) * در كيش ايشان * ( ما كانُوا يَفْتَرُونَ ) * آن چيزى كه بودند كه بر ميبافتند از تسهيل عقوبت و يا شفاعت اباى ايشان مر ايشان را و يا وعده دادن حقتعالى يعقوبرا كه اولاد او را عذاب نكند مگر به مقدار تحله قسم * ( فَكَيْفَ ) * پس چگونه باشد حال ايشان * ( إِذا جَمَعْناهُمْ ) * آن هنگام كه جمع كنيم ايشان را * ( لِيَوْمٍ ) * براى حساب